تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان ღ♥ღعشقولانهღ♥ღ

ღ♥ღعشقولانهღ♥ღ

سلام به دوستای مهربونم.
این آخرین حرف من تو این وبلاگه دیگه اپ نمیکنم چون دیگه از این فاز عشقی میخوام برم بیرون یه جورایی خسته شدم اون کسایی هم که منبع شعر و میخواستن باید بگم همه شعر ها از فریدون مشیری هستش ولی من تو این وبلاگ نیستم ولی تو وبلاگ دخمل خاله های عجیب غریب همیشه هستم آدرسش تو قسمت لینکا هستش ولی بازم میزارم.فداتونشم خیلی با نظراتتون تو این سه ماه دلگرمی بهم دادیم.موفق باشین تو وبلاگ دخمل خاله های عجیب غریب همدیگرو ملاقات میکنیم.خداحافظ
 
آدرس وبلاگ دخمل خاله ها:http://4-dokhtarkhale.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388 11:16 توسط مهدیه |


قهر مکن،ای فرشته روی دلارا

نازمکن،ای فرشته موی فریبا

 

بر دل من،گر روا بود سخن سخت

از تو پسندیده نیست،ای گل رعنا.

 

شاخه خشکی به خارزار وجودیم

تا چه کند شعله های خشم تو با ما

 

طعنه و دشنام تلخ،این همه شیرین؟

چهره پر از خشم و قهر،این همه زیبا؟

 

ناز تو را میکشم به دیده منت.

سر به رهت می نهم به عجز و تمنا.

 

از تو،به یک حرف ناروا نکشم دست،

وز سر راه تو دلربا نکشم پا.

 

عاشق زیباییم،اسیر محبت

هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا

 

از همه بازآمدیم و با تو نشستیم

تنها،تنها،به عشق روی تنها!

 

ساقی من!جام من!شراب من!امروز:

نوبت عشق است و عیش و نوبت صحرا،

 

آه،چه زیباست از تو جام گرفتن

وزلب گرم تو بوسه های گوارا.

 

لب به لب جام سر به سینه ساقی

آه،که جان میدهد به شاعر شیدا

 

بس کن!بس کن!ز بی وفایی بس کن!

بازآ،بازآ،به مهربانی،بازآ!

 

باشد کز یک نوازش تو،دل من،

گردد امروز چون شکوفه،شکوفا!

+ نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388 12:10 توسط مهدیه |


باز،از یک نگاه گرم تو یافت،

همه ذرات جان من،هیجان!

همه تن بودم ای خدا،همه تن،

همه جان گشتم ای خدا،همه جان!

 

چشم تو-این سیاه افسونکار-

بسته با صد فریب راهم را

جز نگاهت پناهگاهم نیست!

کز تو پنهان کنم نگاهم را.

 

چشم تو،چشمه شراب من است

هر نفس،مست ازین شرابم کن

تشنه ام،تشنه ام.شراب،شراب!

می بده،می بده،خرابم کن.

 

بی تو در این غروب خلوت و کور

من و یاد تو عالمی داریم.

چشمت آیینه دار اشک من است

شبچراغی و شبنمی داریم.

 

بال در بال هم پرستوها،

پر کشیده،به آسمان بلند

همه چون عشق ما،به هم لبخند،

همه چون جان ما،به هم پیوند.

 

پیش چشمت خطاست شعر قشنگ

چشمت از شعر من قشنگ تر است!

من چه گویم که در پسند آید؟

دلم از این غروب تنگ تر است!

+ نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388 12:9 توسط مهدیه |


تنها نگاه بود و تبسم،میان ما
تنها نگاه بود و تبسم.
 
اما...نه:
گاهی که از تب هیجان ها
بی تاب می شدیم
گاهی که قلب هامان
         می کوفت سهمگین
گاهی که سینه هامان
        چون کوره می گداخت
دست تو بود و دست من،
        این دوستان پاک
کز شوق سر به دامن هم می گذاشت
وز این پل بزرگ
        پیوند دستها
دل های ما به خلوت هم راه داشتند!
 
یک بار نیز
           یادت اگر باشد
وقتی تو،راهی سفری بودی
یک لحظه،وای تنها یک لحظه
سر روی شانه های هم آوردیم
با هم گریستیم...
تنها نگاه بود و تبسم،میان ما
ما پاک زیستیم
 
ای سرکشیده از صدف سال های پیش
ای بازگشته از سفر خاطرات دور
آن روزهای خوب
تو،آفتاب بودی
                       بخشنده،پاک ،گرم
من،مرغ صبح بودم
                        مست و ترانه گو
اما در آن غروب که از هم جدا شدیم
شب را شناختیم
 
در جلگه غریب و غم آلود سرنوشت
زیر سم سمند گریزان ماه و سال
 چون باد تاختیم
در شعله بلند شفق ها
غمگین گداختیم
 
جز یاد آن نگاه و تبسم،
مانند موج ریخت به هم هر چه ساختیم.
 
ما پاک سوختیم
ما پاک باختیم
 
ای سرکشیده از صدف سال های پیش
ای بازگشته،ای به خطا رفته!
با من بگو حکایت خود تا بگو یمت
 
اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه
آن شرم جاودانه،
آن دست های گرم،
آن قلب های پاک،
وآن رازهای مهر که بین من و تو بود
 
ما گرچه در کنار هم اینک نشسته ایم
بار دگر به چهره هم چشم بسته ایم
دوریم هر دو،دور...!
با آتش نهفته به دل های بیگناه
تا جاودان صبور
 
ای آتش شکفته،اگر او دوباره رفت
در سینه کدام محبت بجویمت؟
ای جان غم گرفته،بگو،دور از آن نگاه
در چشمه کدام تبسم بشویمت؟
                   

+ نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388 11:47 توسط مهدیه |


دور از نشاط هستی و غوغای زندگی
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
آمد،سکوت سرد و گرانبار را شکست
آمد،صفای خلوت اندوه را ربود
 
آمد،به این امید که در گور سرد دل
شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای
او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق
من بودم و سکوت و غم جاودانه ای
 
آمد،مگر که باز در این ظلمت ملال
روشن کند به نور محبت چراغ من.
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر
زان بیشتر که مرگ بگیرد سراغ من.
 
گفتم مگر صفای نخستین نگاه را
در دیدگان غم زده اش جستوجو کنم
وین نیمه جان سوخته از اشتیاق را
خاکستر از حرارت آغوش او کنم
 
چشمان من به دیده او خیره مانده بود
رخشید یاد عشق کهن در نگاه ما.
آهی از آن صفای خدایی زبان دل
اشکی از آن نگاه نخستین،گواه ما.
 
ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید
آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم!
آنگاه سر به دامن آن سنگدل گذاشت
آهی کشید از سر حسرت که:این منم!
 
باز آن لهیب شوق و همان شور التهاب
باز آن سرود مهر و محبت ولی چه سود
ما هر کدام رفته به دنبال سرنوشت
من دیگر آن نبودم و او دیگر"او"نبود!
                  

+ نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388 11:11 توسط مهدیه |


تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوش تر از اینت ندانم
وگر رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
 
تو زهری،زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی،که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی،که جان را
نشاط را از تو،غم از تو،مستی از توست
 
به آسانی،مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
 
بسی گفتند:دل از عشق برگیر!
که:نیرنگ است و افسون است و جادوست!
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است،اما...نوشداروست!
 
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه درد
غمی شیرین دلم را می نوازد
 
اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی ست
وگر عمرم به ناکامی سراید
تو را دارم که،مرگم زندگانی ست
 
                
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 23:45 توسط مهدیه |


شبی پر کن از بوسه ها ساغرم.
به نرمی بیا همچو جان در برم
تنم را بسوزان در آغوش خویش
که فردا نیابند خاکسترم!
 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 23:24 توسط مهدیه |


همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام،اندیشه اوست.
نمی بینم به غیر از دوست اینجا،
خدایا،این منم،یا اوست اینجا؟

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 23:22 توسط مهدیه |


آخر ای دوست،نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید؟
سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید
داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
آن همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن،روی تو سپید
جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسید ای صبح امید
آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پردرد مرا نشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید. 
                 
 
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 23:20 توسط مهدیه |


دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد،خدایا،دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این چنگ آهن نیست
 
 
به لب جز سرود امیدم نبود
مرا بانگ این چنگ خاموش کرد
چنان دل به آهنگ او خو گرفت
که آهنگ خود را فراموش کرد
 
 
نمی دانم این چنگی سرنوشت
چه میخواهد از جان فرسوده ام؟
کجا می کشانندم این نغمه ها؟
که یک دم نخواهد آسوده ام
 
دل از این جهان برگرفتم،دریغ
هنوزم به آتش عشق اوست
در این واپسین لحظه زندگی
هنوزم در این سینه آرزوست:
 
دلم کرده امشب هوای شراب
شرابی که از جان برآرد خروش
شرابی که بینم در آن رقص مرگ
شرابی که هرگز نیایم به هوش
 
مگر وا رهم از غم عشق او
مگر نشنوم بانگ این چنگ را
همه زندگی نغمه ماتم است
نمی خواهم این،ناخوش آهنگ را 
                 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 23:11 توسط مهدیه |


برای چشم خاموشت بمیرم

کنار چشمه نوشت بمیرم                                

نمی خواهم در آغوشت بگیرم

که می خواهم در آغوشت بمیرم      

 

                     

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:30 توسط مهدیه |


چنین با مهربانی خواندنت چیست؟                

بدین نامهربانی راندنت چیست؟

بپرس از این دل دیوانه من

که ای بیچاره عاشق،ماندنت چیست؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:26 توسط مهدیه |


در حساب عشق،یک به علاوه یک می شود همه چیز و دو منها یک می شود هیچ چیز

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:21 توسط مهدیه |


از شمع سه چیز بیاموزیم:

که ایستاده بمیریم

بی صدا بمیریم

و به پای یار بمیریم

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:18 توسط مهدیه |


ای کاش خدا سه چیز را نمی آفرید:

عشق،غرور،دروغ

تا برای عشق از روی غرور به عزیزمون دروغ نگیم

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:14 توسط مهدیه |


آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزهایت حس می کنی،به خاطر بیاور که زیبایی شهاب از سوختن قلب ستارکان است
 
 
                                                                  

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 13:2 توسط مهدیه |


درون سینه آهی سرد دارم                              رخی پژمرده رنگی زرد دارم

ندانم عاشقم،مستم چه هستم؟                      همی دانم دلی پر درد دارم 

 

                                               

                                                    

                                             

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388 10:28 توسط مهدیه |


بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می زدند قورباغه ها جدی جدی می مردند

آدم ها شوخی شوخی به قلب ها زخم میزدند و قلب ها جدی جدی می شکنند

و تو شوخی شوخی لبخند میزنی و من جدی جدی عاشق می شوم

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:54 توسط مهدیه |


در بازی شطرنج عاشقی،من و تو هر دو قانون بازی رو زیر پا گذاشتیم من به خاطر تو همه رو از صفحه دلم کیش کردم و تو با انتخاب سیاهترین مهره دلت در یک حرکت منو مات کردی

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:50 توسط مهدیه |


آنگاه که با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم.حال سواد دارم اما به چشمان خود اعتماد ندارم

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:47 توسط مهدیه |


من همیشه فکر می کردم که اشک شور مزه است اما وقتی چهره به اشک نشسته ی تو را دیدم تازه فهمیدم که چه تلخ است

 

 

                                                             

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:43 توسط مهدیه |


از آسمون یه ستاره واسه خودت بچین که مثل چشمات روشن باشه.یکیشم واسه من بچین،روشنیش مهم نیست فقط به تو نزدیک باشه

                                                             

                                                               

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:30 توسط مهدیه |


وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم یک بخش،اما وقتی تو رو شناختم فهمیدم که سه بخشه،عطش دیدنت،شوق بودنت و اندوه بی تو ماندن.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:19 توسط مهدیه |


از گل پرسیدم محبت چیست؟گفت از من زیباتر است.

از آفتاب پرسیدم گفت از من سوزان تر است.

از شمع پرسیدم گفت از من عاشق تر است.

از خود محبت پرسیدم گفت تنها یک نگاه است

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:12 توسط مهدیه |


به عشق گفتم تا تو را دارم تنها نیستم،منو تنها گذاشت و رفت

به احساس گفتم تا تو را دارم تنها نیستم،منو تنها گذاشت و رفت.

به وفا گفتم تا تو را دارم تنها نیستم،منو تنها گذاشت و رفت

ولی وقتی به تنهایی گفتم تا تو را دارم تنها نیستم،موند و همدم و مونسم شد

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:9 توسط مهدیه |


نابینا به ماه گفت دوستت دارم ماه گفت تو که مرا نمی بینی!!؟؟نابینا گفت چون نمی بینمت دوستت دارم ماه گفت چرا؟نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیبایت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:4 توسط مهدیه |


به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت:بازی.از نو جوانی پرسیدند گفت رفیق بازی.از جوانی پرسیدند گفت پول و ثروت.پیر مرد هم گفت عشق همه عمر است وقتی از عاشقی پرسیدند عشق چیست چیزی نگفت آهی کشید وسخت گریست

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388 22:2 توسط مهدیه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام دوستان خوبم

از اینکه به وبلاگم اومدین ممنونم

امیدوارم لحظات زیبا و خوبی رو تو وبلاگم داشته باشین

نظر یادتون نره خوشحال میشم نظراتتونو بدونم

راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنین اینم بازم خوشحالم می کنه

یه چیز دیگه اگه دوست داشتین منو با اسم عشقولانه بلینکین بعد از طریق نظرات بهم بگین با
چه اسمی بلینکمتون

قربونتون برم= مهدیه


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388


آرشیو موضوعی

عکس عاشقانه


پیوندها

دخمل خاله های عجیب غریب
my love=رضوان
مسافر تنهایی =غزل
دختر های قرقاتی =ارغوان
حرف های خودمونی=نازنین ومهشید
نسیم صبا=سلینا
قصر عشق=بهاره و سعید
دست نوشته های دو کودک فهیم
جاودانه همچون دوست=بهار
دلارام
رویای عشق=هومن
پسر ازدها=آرمین
دل نوشته های مهر پویا
عشق و آتش=داوود
جدیدترین اخبار و عکسها از حسین مخته
سکوت پاییز=خاطره
دل نوشته ها=مجید
آرزوهای رفته بر باد=سعید
عاشقانه....؟؟=حامی مو طلا
اندیشه=مصطفی
وحید یهنی تنها
بیا خودمونی باشیم واسه یک بار=ریحانه
جهانشیر
تمامی عاشقها=عزیز
لحظه های سوخته
دخترانه های دو لیلی=آواوغزاله
قمار عاشقانه
بی بی دل=میلاد
عشق هرگز نمی میرد=مرجان
دنیا فقط به رنگ ابی دیدن داره=فرمانروا وحید
*کل کل2009*(پسر دختر بیا2)
مثل هیچکس=نسرین
ساده دلان=علی
عاشقانه=آنیتا
شادی دختر آسمون ها
ما 6نفر
ღ♥ღ کامران و هومن ღ♥ღ
من مثل هیچکس نیستم=فاطمه
سقوط عشق
عشق کاغذی=امیرحسین
یک نگاه یک لبخند
گر رود سر برنگردد سرنوشت=دانیال
بدنبال عشق پاک=امیر
بیا2 شاید درکم کنی=دریا
غوغاي عشق در دفتر عشق=مهدی
وبلاگ هواداران تيم فوتبال استقلال تهران
دانلود آهنگ در همه ي سبك هاي موسيقي
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


فال عشق

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

< < آموزش قالب كدجاوا> > < onLoad and onUnload Example

قالب و كدهاي جاوا >

خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس